سوگ امام جواد  ع

 

 

 

در مدح و مصیبت حضرت جواد‌

 ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد

 شرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد

 دائم ز کار خلق گره باز می‌کند

 دست گره‌گشای تو یا حضرت جواد

 زیباترین دعای سماواتیان بود

 مدح تو و ثنای تو یا حضرت جواد

 پیش از شب ولادتم ای آشنای دل

 دل بود آشنای تو یا حضرت جواد

 چون آیه‌های نور، پدر بوسه می‌زند

 بر روی دلربای تو یا حضرت جواد

 زوار پا نهند به بال ملایکه

 در صحن باصفای تو یا حضرت جواد

 پر می‌زند کبوتر دل‌ها ز هر طرف

 پیوسته در هوای تو یا حضرت جواد

 جود از تو جود گشت و کرامت نهاده است

 رخ بر در سرای تو یا حضرت جواد

 تو کیستی؟ همیشه جواد الائمه‌ای

 من کیستم؟ گدای تو یا حضرت جواد

 باید هزار زادۀ اکثم به وقت بحث

 صورت نهد به پای تو یا حضرت جواد

 مامون در آتش حسدش آب می‌شود

 چون بشنود صدای تو یا حضرت جواد

 بخشی به قاتل پدرت حرز مادرت

 ای جان ما فدای تو یا حضرت جواد

 بگشای لب که لحظه به لحظه اجابت است

 دلدادۀ دعای تو یا حضرت جواد

 هرکس زده است دست توسل به دامنی

 ما را بود ولای تو یا حضرت جواد

 قبر مطهر تو در آغوش کاظمین

 دل‌های ماست جای تو یا حضرت جواد

 بالله قسم هر آنچه بگوییم نارسات

 بر قامت رسای تو یا حضرت جواد

 هرگز رضا ز کس نشود حضرت رضا

 یک لحظه بی‌رضای تو یا حضرت جواد

 این غم کجا برم که بسی بر تو شد ستم

 از یار بی‌وفای تو یا حضرت جواد

 با تو هر آنچه شد ستم و ظلم بی‌حساب

 داند فقط خدای تو یا حضرت جواد

 تو در میان حجره زدی ناله و گریست

 قاتل هم از برای تو یا حضرت جواد

 آتش گرفت حجرۀ دربسته چون دلت

 از اشک بی‌صدای تو یا حضرت جواد

 قلب تو پاره‌پاره شد و شهر کاظمین

 گردید کربلای تو یا حضرت جواد

 بالله قسم رواست که مرغان آسمان

 گریند در عزای تو یا حضرت جواد

 با آن همه وفا و محبت که داشتی

 شد زهر کین سزای تو یا حضرت جواد

 «میثم» به ناله‌های دلت بود آشنا

 شد مرثیه‌سرای تو یا حضرت جواد

صیام تا قیام 4 – استاد سازگار

مدح امام جواد ع

 حضرت امام جواد (ع)

ای کعبۀ امید دل ای قبلۀ مراد!
ریحانۀ امام رضا، حضرت جواد
باب الکرم، امام نهم، سیدالعباد
جن و بشر به مهر تو دارند اتحاد
ای کوثر امام رضا نجل فاطمه
جود جوادیِ تو شده شامل همه

ای خاک کاظمین تو عطر بهشت من
مهر شما ز روز ازل سرنوشت من
بوی گل محبت تو در سرشت من
خطی بکش به نامۀ اعمال زشت من
بر قلب من ولای علی را نوشته‌اند
نـام محمّدابـن علـی را نوشته‌اند

من کیستم گدای تو یا حضرت جواد
خاک در سرای تو یا حضرت جواد
یک عمر آشنای تو یا حضرت جواد
دارم به لب ثنای تو یا حضرت جواد
تا صبح حشر گردن من زیر دین توست
هر جا سفر کنم دل من کاظمین توست

احسان و بذل و جود و کرامت مرام تو
در چارده جواد، جواد است نام تو
گیرد پدر به اوج جلال احترام تو
دل‌ها کبوتر حرم و مرغ بام تو
بر پای قطره‌ات سر خجلت، یم آورد
هستی به پیش کثرت جودت کم آورد

ای کاظمین تو نجف و کربلای من
نام تو استجابت و ذکر و دعای من
صحن تو و رواق تو سعی و صفای من
پیش از من و ولادت من، آشنای من
جایی که با تو گفت رضا، جان فدای تو
درِّ سخن چگونـه بریـزم بـه پای تو؟

مأمون چو دید عزت و قدر و جلال تو
چندین هزار مسئله در یک سؤال تو
خود را حقیر یافت به پیش کمال تو
گردید با تمام حشم پایمال تو
در پیش عزت و شرف مرتضایی‌ات
پی برد بـر حقیقت ابن الرضایی‌ات

در سینۀ تو علم خداوند عالم است
این است و نیست، نیست به جز این، مسلم است
گفتار تو تمام چو آیات محکم است
مبهوت و لال نزد تو یحیی ابن اکثم است
او را نمـانـده زهره که آرد دمـی دگر
گویی که رخت بسته سوی عالمی دگر

گفتار علمی تو جهان را فراگرفت
آثار تو زمین و زمان را فراگرفت
احسان تو عیان و نهان را فراگرفت
تنها زمان نه، کون و مکان را فراگرفت

تقوا و علم و جود و کرامت از آن توست
اقرار می‌کـنم که امـامت از آن توست
تو کیستی که جود نهد چهره بر درت
تعظیم برده خصم، مکرر به محضرت
بخشی به قاتل پدرت، حرز مادرت
دردا که ام فضل چه آورد به سرت
آن روسیـاه روی پدر را سفید کرد
آخر تو را به فصل جوانی شهید کرد

در بین حجره سوختی و دست و پا زدی
گه جد و گاه مادر خود را صدا زدی
وز سوز سینه ناله به یاد رضا زدی
وز ناله شعله بر دل اهل ولا زدی
چندین کنیز چشم سوی حجره دوختند
بـر غربت تـو پشت در بستـه سوختند

هر روز بـود لشکر غم در مقـابلت
مانند شمع آب شد و سوخت حاصلت
بگریست در مصیبت تو چشم قاتلت
بر تو چه می‌گذشت خدا داند و دلت
هر لحظه از حیات تو یک عمر ماتم است
فریاد سینه سوز تو در نظم «میثم» است

صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار

 
  BLOGFA.COM